|
داداش حامد و آجیا یه وبلاگ واسه همه (((ورود افراد متفرقه و بی جنبه ممنوع))) بیشتر مطالب طنزه و یکمشون حقیقتن
| |||
|
(به بهانه تولد خودم 20 اردیبهشت) ارديبهشت يعني طفل شيرخوار طبيعت سمبل: گاو عنصر وجود: خاك شعار: من دارم سنگ خوش يمن: ياقوت كبود سيّاره: ونوس فلّز وجود: مس شخصيّت: ثابت رنگ محبوب: آبي آسماني _________ خيلي قانع ، صبور و آرام ، پرتحمّل ، عاشق مالكيّت ، حسود ، متعصّب ، اهل اعتدال ، با محبّت ، خيلي قوي و سالم ، عاشق عطر و بوي طبيعي ، از تجارب گذشته الهام ميگيرد ، واقعاْ وفادار ، مخالف افراط ، با سليقه ، خوشگلپسند ، پولدوست ، هميشه راضي ، مصمّم ، پركار ، سخاوتمند ، مؤقّر و سنگين ، فقط در مقابل حرف آرام رام ميشود ، اهل ماديّات ، دنبال زندگي شيرين ، مادّيگرا و سودجو ، بههر كاري صورت واقعي ميدهد ، مخالف خشونت ، با ثبات و پايدار ، عاشق صلح و آرامش ، صادق ، مال جمع كن ، اهل هنر ، مخالف درگيري ، اگر عصباني شود طوفان بپا ميكند ، مستعد كشاورزي ، هركاري را به پايان ميرساند ، رئيس فعّال و لايق ، با همه كنار مي آيد ، خود سر ، نجيب، عاشق خانه و خانواده ، عاشق طبيعت ، عاشق رفتار ملايم ، كمك رسان ، داراي قلبي بزرگ ، با صفا ، مسلّط به نفس ، داراي عزّت نفس ، عاشق گل و زيبائي ، بي تفاوت نسبت به دشمنان ، ميانه رو ، رفيق و دوست بسيار شيرين ،شيك پوش ، علاقهمند به موسيقي ، قدر شناس ، مخالف عجله ، داراي تحمّل زياد ، محتاط و مخالف اعتراض و انتقاد . + فوق غیرتی ( اختصاصی خودم ) :دی _________________________________________ بارزترین مشخصاتمو که فکر میکردم بیشتر بهم می اومد درشت کردم _________________________________________ مرد متولد ارديبهشت دير
ناراحت ميشود اما اگر ناراحت شود دنيا را بههم ميريزد. زن شوخ،
سياستمدار، مطيع و خانهدار را به حد پرستش دوست دارد. آرام، اهل عمل،
حساس، محتاط است ولي اصلا رويائي نيست. زود رنج و بد خشم است اما هرگز از
خانهاش قهر نميكند. دست و دلباز اما حسابگر است و علاقهمند است پسر
داشته باشد. زن متولد ارديبهشت طبيعت
را دوست دارد. مادري سختگير، همسري فداكار و كمك دهنده، عاشق موسيقي و
ساز و آواز است. از بسياري جهات نمك رندگي محسوب ميشود. دغلباز و ناپاك و
اهل فلسفه بافي نيست. در عشق بيپرواست. در شيكپوشي طرفدار سادگي است،
مخالف شتابزدگي است و يك رگ لجبازي دارد. ___________ هر کی تولدش اردیبهشته مبارک ___________
[ چهارشنبه 13 اردیبهشت1391 ] [ 2:32 بعد از ظهر ] [ داداش حامد ]
آیا شما واقعا
خوشحال هستید؟ اگر صادقانه بگوییم، بسیاری از ما حتی به خودمان وقت نمی دهیم که به
این سوال پاسخ دهیم. و اینکه آیا خوشبختی اصلا چه هست؟ باید چه شکلی باشد؟ و مهم تر
از همه چگونه می توانید آن را به دست آورید؟ حالا که دارید به سال جدید می رسید بیایید به آنچه پشت سر گذاشته اید نگاهی بیندازید و یک برنامه خوشبختی برای خود بریزید و تصمیم بگیرید سال ۹۱ خوشبخت تر از سال قبل باشید. این که شما چند سال از عمرتان را گذرانده اید یا چند سال دیگر از آن باقی مانده است هیچ تاثیری در میزان خوشبختی شما ندارد، زیرا خوشبختی چیزی است که در هر لحظه می توانید آن را حس کنید. همه ما در جستجوی خوشبختی هستیم. گاهی فکر می کنیم می توانیم آن را با صرف مقداری پول یا کنار گذاشتن یک عادت بد یا کسب پول بیشتر به دست آوریم و همینطور هر سال وقتمان را با همین روش صرف می کنیم. اما خوشبختی واقعی وقتی خودش را به ما نشان می دهد که از آنچه هستید و آنچه دارید لذت ببرید و از ویژگی های منحصربه فرد خود تقدیر کنید. در واقع خوشبختی وقتی شروع می شود که خودتان را دوست داشته باشید. گرچه راه رسیدن به خوشبختی برای هر فرد متفاوت است، اما عشق به خود، به عنوان موجودی منحصر به فرد، که هرگز تکرار نخواهد شد، شاه کلید این گنجینه است. وقتی ما بتوانیم دست از شماتت خود به خاطر اشتباهاتمان برداریم و شروع به جشن گرفتن برای کارهای درستمان بکنیم بالاخره می توانیم خوشحال باشیم. باید تفکرمان را در مورد خودمان تغییر دهیم و این برای بعضی ها راه دشواری است و البته خوشبختانه میانبری هم دارد که بتوان زودتر به مقصد رسید. آنچه می خوانید گزیده ای از میان نسخه های آزموده است. ● ورزش دوای جسم و روح اگر ورزش نمی کنید همین حالا ورزش را شروع کنید. می دانید که ورزش شما را سلامت نگه می دارد و به کنترل وزنتان کمک می کند، اما آیا می دانید که ورزش خود یک داروی ضدافسردگی به شمار می رود؟ می توانید تصمیم بگیرید که در سال نو ورزش، بخشی از شیوه زندگی شما باشد. حتی یک ورزش ۲۰ دقیقه ای می تواند خلق و خوی شما را بهتر کند و احترام به خویشتن را افزایش دهد. همسر و فرزندانتان می توانند شما را در این مسیر همراهی کنند و در همین مسیر خوشبختی را تجربه کنید. ● قدم های کوچک برای مقصدی بزرگ میانبر دوم سخت نگرفتن زندگی است. گفت آسان گیر بر خود کارها کز روی طبع سخت می گیرد جهان بر مردمان سختکوش. بسیاری از برنامه هایی که برای سال بعدمان در نظر می گیریم سختگیرانه تر از آن است که رغبتی به انجام آن پیدا کنیم. مثلا یک دفعه قرار می گذاریم ۲۰ کیلو، وزن کم کنیم چون از ظاهرمان خوشمان نمی آید. فلسفه این تصمیم مشکل دارد. اگر قرار است طرز فکر خود را عوض کنیم به خاطر این است که خودمان را دوست داریم و به سلامتی خود اهمیت می دهید. باید برنامه هوشمندانه تری برای کاهش وزن ترتیب می دهیم. ● خود را سرزنش نکنید رقابت چیز خوبی است، اما وضع اقتصادی ما ایرانی ها گاهی ما را در چنان موقعیتی قرار می دهد که احساس کمبود می کنیم. مثلا حسن کارمند بازنشسته ای است که ماهانه ۷۵۰ هزار تومان ثابت دریافت می کند و به طور متوسط در سال هشت میلیون تومان درآمد دارد، اما همچنان احساس ناخوشایندی از بی عرضگی او را اذیت می کند. او می گوید: اگر من هم مثل همکارم زمین زیادی خارج از تهران خریده بودم امروز که آن منطقه های بی ارزش، ارزش پیدا کرده مرا یک میلیارد می کرد، اما من بی فکر بودم. این نوع سرزنش کردن ها باعث می شود یک عمر احساس بدبختی کنیم. باز هم تکرار می کنم باید بتوانید خود را ببخشید و از آنچه دارید لذت ببرید. ● به استعدادهایتان پشت نکنید توصیه دیگر این است که یکی از استعدادهای خود را پرورش دهید. اگر در کارتان این موضوع امکان پذیر نیست، راه دیگری بیابید البته اگر می توانید بهتر است کاری بیابید که متناسب با استعدادهای شما باشد. به بازی گرفتن نقاط قوت، شما را خوشبخت می کند مثلا اگر شما دبیری بازنشسته هستید، می توانید در یک آموزشگاه تدریس کنید یا به نویسندگی مشغول شوید. ● دوستانه ترین روابط با کسانی که دوستشان دارید روابط خود را محکم تر کنید. آیا از این که ازدواجتان را به حال خودش رها کرده اید، راضی هستید ؟ بیشتر وقت تان را یا سر کار هستید یا دارید مطالعه می کنید؟ تماشاکردن سریال های پشت سر هم و خبر مشغولیت اصلی تان شده؟ این با خوشبختی فاصله زیادی دارد. اگر قرار است یک روز به خاطر نادیده گرفتن عزیزانتان خود را شماتت کنید امروز آنان را دریابید تا خوشبختی دوچندانی را تجربه کنید. سال ۹۱ را سال بهبود روابط قرار دهید و توجهی که دوست دارید دریافت کنید به عزیزانتان هدیه دهید. ● زمانی برای تولد عشق توصیه بعدی در مورد ازدواج شماست. آیا هنوز سالگردهای ازدواجتان را جشن می گیرید و از ازدواجتان احساس خرسندی دارید؟ یا از ته دل از آن افسرده اید و به اصطلاح می سوزید و می سازید؟ اگر چنین است در این هفته های پایانی سال به این فکر کنید که چطور سال آینده عشق را دوباره در زندگی خود متولد کنید و به بازسازی روابط با همسرتان بپردازید. زندگی با یک زوج خوب چیزی است که به انسان حس خوشبختی می دهد. گرچه راه رسیدن به خوشبختی برای هر فرد متفاوت است اما عشق به خود، به عنوان موجودی منحصر به فرد که هرگز تکرار نخواهد شد، شاه کلید این گنجینه استاگر به جایی رسیده اید که از ازدواج خود لذت نمی برید خودتان مسوول هستید و تنها کسی هستید که می توانید آن را تغییر دهید. با مهربانی و وضوح در مورد آن با همسرتان صحبت کنید. با هدایای کوچک و تصادفی یکدیگر را شاد کنید حتی اگر تهیه یک ناهار خوشمزه از بیرون و معاف کردن همسر خسته تان از ناهار پختن باشد، اما این کارها را از ته دل و برای خوشحالی و خوشبختی خودتان انجام دهید که فردا منتش را سر همسرتان نگذارید. خوبی، همیشه اثربخش است. ● قدرت قدردانی توصیه بعدی این است که از دیگران قدردانی کنید. بله البته شما گاه به خانواده و دوستانتان می گویید که در موردشان چه فکری می کنید، اما در مورد همکارانتان چطور؟ آرایشگرتان، معلم فرزندتان، همسایه ای که وقتی به مسافرت می روید از خانه تان مراقبت می کند. بیشتر ما بیشتر به سر و صداهای اطراف اهمیت می دهیم تا آدم هایی که دوروبرمان زندگی مان را راحت تر می کنند. تا حالا کسی که راه پله هایتان را تمیز می کند یا رفتگر محل را برای عید مبارکی در آغوش گرفته اید؟ همسایه تان را چطور؟ با این کار خودتان بیش از او احساس وجد و شعف خواهید کرد و با هر بار دیدن اطرافیانتان انگار خوشبختی تان تکثیر می شود. مطالعه ای که توسط استاد روان شناسی دانشگاه کالیفرنیا انجام شد نشان می دهد که افراد سپاسگزار ۲۵ درصد شادتر از افراد ناسپاس هستند. ● بخشایش و گشایش اگر هیچ وقت نمی توانستید مسائل گذشته را نادیده بگیرید الان وقت آن است. این دو هفته فرصت دارید خوب فکر کنید و ببینید چه کسانی در فهرست غضب شما قرار دارند. هرچه بیشتر بتوانید ستم ها و تبعیض هایی که در حق تان روا شده را ببخشید، بیشتر احساس خوشبختی می کنید. اگر اجازه دهید درد، رنج، نفرت و غضب در شما لانه کند هرگز احساس خوشبختی نخواهید کرد. تحقیقات دانشمندان نشان می دهد این افکار سمی علاوه بر استرس، باعث ایجاد انواع بیماری ها می شود. اگر کسی که از او ناراحتی دارید دیگر در دنیا نباشد هم به صورت نمادین می توانید نامه ای به او بنویسید و در کنار مزارش خاک کنید یا به نیت او به آب بسپارید یا بدون آدرس پست کنید یا هر چیز دیگری که به ذهنتان می رسد، خواهید دید که بسیار سبک و راحت می شوید. شادی تنها چیزی است که بخشش آن، شما را ثروتمندتر می کند. کمک کردن به یک خانواده نیازمند، نذر غذای گرم برای بیماران یا نیازمندان یا حتی رهگذارانی که هنگام غروب از مقابل منزل شما گذر می کنند، کمک در امور خیریه و بخشش از موهبت های خدادادی که دارید، شما را خوشبخت تر می کند.
[ دوشنبه 4 اردیبهشت1391 ] [ 12:33 بعد از ظهر ] [ داداش حامد ]
این مطلب که در اصل براساس چندین و چند تحقیق علمی تهیه شده است، نشان می دهد کاربران شبکه های اجتماعی باید... شاید باورش سخت باشد اما این روزها فیس بوک به بخش مهمی از زندگی مردم دنیا تبدیل شده است. سایتی که 845 میلیون نفر از افراد کره خاکی از آن استفاده می کنند که در این میان بیش از 483 میلیون آنها به صورت روزانه از این شبکه اجتماعی استفاده می کنند. برای بسیاری از مردم سرزدن به فیس بوک به بخشی از عادت های روزانه همچون خوردن، خوابیدن و... تبدیل شده است. سایت دیجیتال ترندز به تازگی مطلبی به چاپ رسانده که نشان می دهد فیسبوک در کنار ارتباطاتی که می سازد، سبب بروز مشکلات عمده ای هم می شود. این مطلب که در اصل براساس چندین و چند تحقیق علمی تهیه شده است، نشان می دهد کاربران شبکه های اجتماعی باید در استفاده از این سایت ها بیش از پیش محتاط باشند. کمبود اعتماد به نفس شاید عجیب باشد اما تماشای عکس های شخصی در فیس بوک نه تنها باعث بالارفتن اعتماد به نفس نمی شود بلکه مشکلات بزرگی همچون سوءهاضمه را به وجود می آورد. طبق پیمایش یکی از موسسات غذایی آمریکا که از 600 کاربر این شبکه اجتماعی گرفته شده بود، بیشتر این کاربران که سنی مابین 16 تا 40 سال داشتند بعد از استفاده از فیس بوک دچار بدبینی نسبت به قد و وزن خود شده بودند. هرچند بانوان در این موارد بسیار حساس تر هستند اما طبق این پیمایش، بیش از 40 درصد آقایان نسبت به عکس های خود واکنش منفی داشته اند. از آن جالب تر اینکه 32 درصد از مقایسه عکس های خود با دیگران ابراز نارضایتی کرده بودند! -------------------------------------------------------------------------------- فضای مجازی، رنج واقعی علت تاسیس شبکه های اجتماعی برقراری ارتباط راحت را دوستان و آشنایان است اما پژوهش های به عمل آمده نشان می دهد پست ها و نظرات آشنایان سبب می شود افراد احساس بدی در مورد زندگی خود پیدا کنند. به طور مثال نظرات و پست های خوشحال کننده دوستان در فیس بوک موجب ناراحتی دیرگان می شود زیرا آنها با خود فکر می کنند که از داشتن یک زندگی شاد و مفرح محروم هستند. جالب اینجاست که آمار نشان می دهد اکثریت افراد باوجود مشکلات روزمره ترجیح می دهند تنها پست های خوشحال کننده را در فیس بوک منتشر کنند. -------------------------------------------------------------------------------- رفتار خطرناک افسرده شدن تنها ضرر بزرگ فیس بوک نیست بلکه این شبکه اجتماعی می تواند موجب اختلالات روانی در نوجوانان و جوانان شود. سال گذشته دکتر لری روسن استاد دانشگاه کالیفرنیا، مطلبی را در مورد شبکه های اجتماعی به چاپ رساند که این شامل نتیجه گیری های جالبی بود. طبق تحقیقات این استاد روانشناسی، نوجوانان و جوانانی که با فیس بوک کار می کنند بیش از بقیه در معرض بروز اختلالات روانی همچون هیجان زیاد، پارانویا، رفتار پرخاشگرانه و جامعه ستیزی قرار دارند. -------------------------------------------------------------------------------- کاهش دلهره یا افزایش آن؟ بسیاری فکر می کنند نوشتن «تولدت مبارک» در پروفایل دوستان، بسیار راحت تر از رفتن به مراسم تولد یا فرستادن کارت به شمار می آید اما اگر فکر می کنید فیس بوک بدین وسیله زندگی شما را راحت کرده، بهتر است کمی در تفکرات خود تجدیدنظر کنید. دکتر کتی چالز، استاد دانشگاه ادینبورگ سال گذشته در بررسی های خود متوجه شد ارتباط در شبکه های اجتماعی ازجمله فیس بوک سبب بروز استرس در افراد می شود. دکتر چالز در این تحقیقات که بین 200 نفر برگزار شده بود دریافت که در بعضی مواقع ارتباطات مجازی موجب بروز استرس شدید می شود. حتی 12 درصد از افراد شرکت کننده اعلام کردند به سبب استفاده از فیس بوک دچار مشکلات شدید دلهره شدند. اعتیاد خطرناک اولین تصویری که با شنیدن کلمه اعتیاد در ذهن ما نقش می
بندد دیدن فردی است که مشغول استعمال مواد مخدر است اما با رواج یافتن
اینترنت نوعی اعتیاد مجازی هم به وجود آمد که در نوع خود بسیار خطرناک است.
طبق نظرسنجی که بین 250 نفر از دانشجویان دانشگاه شیکاگو به عمل آمده
ترک فیس بوک حتی از ترک کردن سیگار و مشروبات الکلی هم سخت تر است. علاوه
بر دانشگاه شیکاگو، موسسه The Internet Time Machine طی تحقیقاتی جداگانه
به نتایج مشابهه ای دست پیدا کرده بود.
[ چهارشنبه 23 فروردین1391 ] [ 10:50 قبل از ظهر ] [ داداش حامد ]
کسانی که در
غم اندوه به هم خوردن رابطه یی هستند، گرایش خیلی زیادی دارند که دقیقا برعکس آنچه
که باید را انجام دهند. به همین خاطر گاهی صدمه ی جبران ناپذیری را به رابطه شان می
زنند. در هر فاجعه یی، اولین قدم متوقف کردن خونریزی و بعد حل مشکل است. رابطه ی
عاطفی شما هم از این امر مستثنی نیست. زن ها دنبال مردهای قوی هستند که بتوانند از
آنها محافظت کنند و مردها به هیچ وجه به زن هایی که به آن ها اجازه نمی دهند هر
کاری که می خواهند بکنند، احترام نمی گذارند پس اگر می خواهید عشق سابقتان را
دوباره به رابطه برگردانید چند اشتباه زیر را مرتکب نشوید. با ترک این ده اشتباه به
خودتان ثابت خواهید کرد که ارزش یک عشق واقعی را دارید. 1. بیش از حد مهربان نباشید نباید این قدر راحت هر چه طرف تان می گوید را گوش دهید و انتظار داشته باشید که رابطه تان هم خیلی عالی باشد! اینطور در موردش فکر کنید؛ در همه ی داستان های خوب یک تضاد یا کشمکش وجود دارد. در فیلم جنگ ستارگان، هم آدم های خوب بودند و هم آدم های بد! پس این تضادهاست که باعث جالب و جذاب شدن مسایل می شود و یک رابطه بدون تضاد و کشمکش واقعاً خسته کننده خواهد شد. خیلی مهربان و خوب بودن یعنی منفعل، بی اعتماد به خود مضطرب و قابل پیش بینی هستید. یادتان باشد که برای روشن کردن شعله ی آتش، اصطحکاک لازم است پس روی حرف خودتان بایستید. 2. او را مجبور نکنید نمی توانید با یک بحث منطقی رابطه تان را از نو بسازید. شاید بتوانید برای خودتان دلیل و منطق بیاورید. اما برای طرف مقابل تان نمی توانید! شما نمی توانید یک نفر را قانع کنید دوست تان بدارد یا بخواهد که با شما باشد. احساسات به این طریق عمل نمی کنند. قلب انسان ها واکنشی است. نه منطقی، پس به جای این که با بحث منطقی طرف تان را برگردانید، کارهای دیگری انجام دهید تا قلب او واکنش دهد. 3. التماس نکنید خیلی ها برای نگه داشتن طرف شان دست به عجز و لابه می زنند؛ "خواهش می کنم نرو، هر کاری که بخواهی برایت می کنم..." به هیچ وجه این کار را نکنید! این هیچ شباهتی به یک رابطه ی عاشقانه ندارد. شاید برای چند وقت طرف مقابل با شما بماند، اما همه احترامتان را پیش او از دست خواهید داد. این یعنی به محض اینکه یک نفر بهتر سر راه او قرار بگیرد، شما را ترک می کند. 4. مرتب هدیه نخرید تا به حال شنیده اید: "عشق من را نمی توانی بخری!" شاید وقتش شده خوب به این حرف گوش کنید. گل و هدیه برای تشکر یا ابراز عشق هستند، اما برای شما جذابیت نمی خرند. در واقع، حتی می تواند تنفرآور هم باشد. این کار به طرف تان می گوید که شما فکر می کنید به اندازه ی کافی خوب نیستید و نمی توانید روی خوبی های خودتان تکیه کنید. به همین خاطر برای پوشاندن اشکالات خود برای او هدیه می خرید. 5. هر ۵ دقیقه یکبار نگویید "دوستت دارم" افتادن در دام این اشتباه خیلی ساده است، اینکه بخواهید تند و تند به طرف تان بگویید که چقدر برایتان ارزش دارد و چقدر دوستش دارید. خسته کردن طرف تان با "دوستت دارم" ها چندان کار رمانتیکی نیست. احساسات قوی شما ممکن است تنها چیزی باشد که طرفتان را از شما دور کرده است، چون نشان می دهد که گدای عشق و محبت هستید. 6. تفاوت های جنسی را فراموش نکنید خیلی وقت ها افراد نمی توانند نظر جنس مخالف شان را به خود جلب کنند، چون کارهایی انجام می دهند و طوری رفتار می کنند که نظر خودشان و هم جنسان شان را جلب می کند. مردها و زن ها به چیزهای مختلفی جذب می شوند. نمی توانید از چیزهایی که برای خودتان جذاب است برای جلب توجه جنس مخالف استفاده کنید. مثلامردها بیشتر جذب ظاهر زن ها می شوند. در حالی که برای زن ها بیشتر شخصیت مردها مهم است. این به آن معنی نیست که مردها نباید به ظاهرشان برسند یا زن ها نباید سعی کنند آدمهای خوبی باشند. معنی آن این است که باید تلاش تان را بکنید که روی چیزهایی که برای طرف مقابل تان جذاب است بیشتر کار کنید. 7. همه قدرت را به او ندهید طوری رفتار نکنید که اگر طرفتان شما را ترک می کند انگار زندگی تان به پایان رسیده است. این کار همه قدرت را به او می دهد و باعث می شود شما یک بدبخت بیچاره به نظر برسید که هر کس می تواند شما را راحت دور بیندازد. این چیز جالبی نیست و فقط تا زمانی ادامه پیدا می کند که یک فرد جدید از راه برسد. اگر می خواهید طرفتان را برگردانید باید احترام خودتان را نگه دارید. 8. در دام ظاهر و پول نیفتید فرهنگ ما طوری است که همه تصور می کنند ظاهر و پول برای همه در درجه اول اهمیت قرار دارد. اما واقعیت این است که مردم ما با این قدر کوته بین نیستند، مخصوصاً وقتی رابطه یی نزدیک با طرف مقابل داشته باشید. ظاهر و پول نمی توانند پایه و اساس یک رابطه ی پایدار را بسازند. اینها فقط مثل پرده ی خانه می مانند که بعد از یک مدت کهنه شده و دل صاحبخانه را می زند. بعضی ها اشتباه کرده و می گویند: "فوقش اینقدر پول از دست می دهم، اما باز او را به دست می آورم. نه! باید وارد عمل شوید و برای برگرداندن عشقتان اقدام کنید. 9. اشتباه نشانه ها را درک نکنید وقتی طرف مقابل تان می خواهد برای اصلاح اوضاع به شما فرصتی بدهد، یک نشانه وجود دارد. باید این نشانه ها را درست درک کنید تا دچار اشتباه نشده و به موقع به آن نشانه ها واکنش دهید. این مورد کمی سخت می شود، اما می توانید در مورد رفتارهای انسانی مطالعه کنید. مخصوصاً در مورد دینامیک های مرد و زن و روابط عاشقانه، وقتی اطلاعات تان در این زمینه زیاد شد. آن وقت می توانید با نشان دادن علامت های خاص خودتان، شروع به تأثیر گذاری و گرفتن کنترل هر رابطه یی کنید. 10. کمک بگیرید! خیلی ها با اشتباهات مختلفی که پشت سر هم مرتکب می شوند، رابطه شان به طور دردناکی به هم می خورد. در این گونه مواقع اکثر افراد نمی دانند چه باید بکنند، اما اگر وقت بگذارید و کمی در مورد روانشناسی و نیازها و امیال پایه ای انسان مطالعه کنید، می توانید کنترل از دست رفته رابطه را برگردانده و دوباره دل طرفتان را به دست آورید. باید تلاش کنید و این یعنی کمک بگیرید.
[ سه شنبه 15 فروردین1391 ] [ 0:27 قبل از ظهر ] [ داداش حامد ]
سلام به همه همراهان همیشگی فقط اومدم طرحی رو که برای عید درست کرده بودمو تقدیم کنم به همه امیدوارم سال 91 براتون سرشار از شادی و موفقیت باشه پیشاپیش سال نو مبارک با آرزوی بهترینها براتون __________________________________________________________ بر سر سفره احساس اگر جایی بود سخن ساده تبریک مرا جا بدهید سین هشتم سخن ساده تبریک من است جا سر سفره اگر نیست ، به دلها بدهید ( برای بزرگتر دیده شدن روی عکس کلیک کنید )
[ یکشنبه 28 اسفند1390 ] [ 2:3 قبل از ظهر ] [ داداش حامد ]
دوستان عزيز: نوروز يادگار نياكان ماست نگذاريم سودجويان سفره هاي شاد ما را به يك تراژدي غمناك تبديل نمايند . فقط 2 دقيقه اين متن را بخوانيد و اگر فرهنگ ايراني را دوست داريد آنرا براي دوستانتان ارسال نماييد . ماهی قرمز نخریم .
تجارت ماهى هاى قرمز مدت ها است كه در يك دوره زمانى ۱۵ اسفند تا ۱۵ فروردين شكل گرفته است. تجارتى كه محصول آن هيچ ريشه اى در تاريخ باستانى عيد نوروز ايرانى ندارد. ۸۰ سال پيش به همراه ورود چاى به ايران ماهى قرمز نيز كه سمبل عيد چينى است به سفره هاى هفت سين مراسم عيد نوروز ما وارد شد غافل از اينكه در عيد چينى ماهى قرمز را رها مى كنند تا زندگى جريان يابد و ما ماهى قرمز را اسير تنگ هاى بلورين مى كنيم تا همزمان با رشد سبزه هاى سفره هايمان و بارورى زمين هر روز او را به مرگ نزديك و نزديك تر كنيم.دكتر نيكنام نماينده مجلس هفتم كه زرتشتى است درباره ماهى قرمز سفره هفت سين مى گويد: در هيچ كدام از مراسم سنتى مان در مورد نوروز ماهى قرمز جايگاهى ندارد. در سفره عيد انار به نشانه بارورى و عشق و يا سيب سرخ درون ظرف آب مقدس رها مى شود تا عشق و بارورى همچنان پاينده بماند. نيكنام مى گويد: اگر ايرانى ها مى دانستند كه ماهى قرمز هيچ ريشه تاريخى در سفره هفت سين ندارد به جاى پرداخت پول براى خريد و قتل ماهى هاى قرمز به بهانه عيد، سيب قرمز يا انار را در آب رها مى كردند كه ريشه در تاريخ اين ديار دارد. عجيب نيست اگر بخواهيم كه هر خانوار ايرانى تصميم بگيرد امسال از خير خريد ماهى قرمز بگذرد. عجيب نيست اگر بدانيم در صورتى كه ايرانى ها از خريد ماهى قرمز منصرف شوند اين تجارت سياه روزى پايان خواهد يافت. عجيب نيست اگر باور كنيم سيب سرخ يا انار همان سرخى سفره هفت سين ايرانى است كه ريشه در تاريخ چند هزار ساله سنت ما دارد. عجيب نيست اگر تابلوى معروف هفت سين كمال الملك را در كاخ گلستان به تماشا بنشينيم و ببينيم كه او نيز ماهى قرمز را ميان سفره هفت سين اش طراحى و نقاشى نكرد. عجيب تر نيست اگر از كودكانمان بخواهيم اولين نجات دهنده ماهى هاى قرمز باشند و به جاى پرداخت پول براى دعوت ماهى ها به مرگ، تصوير آن را نقاشى كنند. سفره هفت سين ايرانى ماهى قرمز ندارد. به لحظه هايى فكر كنيد كه ماهى قرمزتان به پهلو روى آب تنگ سفره هفت سين نورزى تان مى ميرد. اكنون كه اين سنت بدون هيچ بهانه اى وارد فرهنگ ما شده است، سنت شكنى كنيم و دوباره به فرهنگ واقعى و قديمى سفره هفت سين برگرديم. ماهى قرمز چند؟ سه تا ۵۰۰ تومان، شايد هم سه تا ۱۰۰۰ تومان. مهم نيست. شما امسال براى قربانى كردن ماهى هاى قرمز هيچ پولى پرداخت نخواهيد كرد و به جاى آن سيبى خواهيد داشت كه مرگ ندارد. امتحان كنيد. امتحان شما نجات ۵ ميليون قطعه ماهى قرمز است. عيد و يك قتل و عام عمومي .... ((به جای ماهی ، سيب درون تنگ بگذاريد)) اين حرف را كسانی می زنند كه مخالف مرگ بيش از ۷ ميليون ماهی قرمزی هستند كه قرار است در آخرين روزهای اسفند ماه 1389 امسال به مسلخ نوروزی شان بروند؛ ماهی هايی كه تنها برای چند روز قرار است نقشی كوتاه بر سرنوشت هفت سين ايرانی بازی كنند و بعد ... ديگر هيچ!
پیروز وسربلند باشید ....... .... .
نظراتتون منو خیلی خوشحال میکنه .... ممنون میشم
امضا : داداش حامد www.HAMEDpix.ir
[ شنبه 20 اسفند1390 ] [ 1:18 قبل از ظهر ] [ داداش حامد ]
جان ، دوست صمیمی جک در سر راه مسافرتشان به منهتن پس از سفارش صبحانه در رستوران به جک گفت: یک لحظه منتظر باش می روم یک روزنامه بخرم. پنج دقیقه بعد، جان با دست خالی برگشت. در حالی که غرغر می کرد، با ناراحتی خودش را روی صندلی انداخت. جک از او پرسید: چی شده؟ جان جواب داد: به روزنامه فروشی رو به رو رفتم. یک روزنامه صبح برداشتم و ده دلار به صاحب دکه دادم. منتظر بقیه پول بودم، اما او به جای این که پولم را برگرداند، روزنامه را هم از بغلم در آورد. به من گفت الان سرم خیلی شلوغ است و نمی توانم برای کسی پول خرد کنم. فکر کرد من به بهانه خریدن یک روزنامه می خواهم پولم را خرد کنم. واقعم عصبانی شدم. جان در تمام مدت خوردن صبحانه از صاحب روزنامه فروشی شکایت می کرد و غر می زد که او مرد بی ادبی است. جک در حالی که دوستش را دلداری می داد بعد از صبحانه به جان گفت که یک لحظه منتظر باشد و بعد خودش به همان روزنامه فروشی رفت … وقتی به آنجا رسید، با لبخندی به صاحب روزنامه فروشی گفت: آقا، ببخشید، اگر ممکن است کمکی به من کنید. من اهل اینجا نیستم. می خواهم نیویورک تایمز بخرم اما پول خرد ندارم. فقط یک ده دلاری دارم. معذرت می خواهم، می بینم که سرتان شلوغ است و وقتتان را می گیرم. صاحب روزنامه فروشی در حالی که به کارش ادامه می داد یک روزنامه به جک داد و گفت: بیا، قابل نداره. هر وقت پول خرد داشتی، پولش را به من بده. وقتی که جک با غنیمت جنگی اش برگشت، جان در حالی که از تعجب شاخ در آورده بود پرسید: مگر یک نفر دیگر به جای صاحب روزنامه فروشی در آنجا بود ؟ جک خندید و به دوستش گفت: دوست عزیزم، اگر قبل از هر چیز دیگران را درک کنی، به آسانی می بینی که دیگران هم تو را درک خواهند کرد ولی اگر همیشه منتظر باشی که دیگران درکت کنند، خوب، دیگران همیشه به نظرت بی منطق می رسند. اگر با درک شرایط مردم از آنها تقاضایی بکنی، به راحتی برآورده می شود. [ یکشنبه 7 اسفند1390 ] [ 5:2 بعد از ظهر ] [ داداش حامد ]
تا 29 بهمن لطفا اطلاع رسانی کنید تا همه هماهنگ فرهنگمان را به رخ کور دلان کشانیم... 29 بهمن ماه روز سپندار مذگان ایران باستان جشن زمین و گرامی داشت عشق است. در این روز زنان به شوهران خود با محبت هدیه می دادند. مردان نیز زنان و دختران را بر تخت شاهی نشانده، به آنها هدیه داده و از آنها اطاعت می کردند. در راستای سخنرانیهای پارسال سید حسن نصراله رهبر حزب اله لبنان و عرب خواندن ایرانیان و نادیده گرفتن فرهنگ غنی ایران باستان .... روز 29 بهمن ماه را به جای 26 بهمن ولنتاین فرنگیان جشن می گیریم... هموطنان عاشق در این روز از بامها و بالکنها و پنجره ها بادکنکهای سرخ جفت را به هوا می فرستند.... همه شادیم و به ایرانی بودنمان افتخار می کنیم ... آسمان ایرانمان را با بادکنکهای سرخ عاشقانه می بینیم بادکنکهای سرخ ... نماد عشق و آزادگی ایران عزیزمان _________ فتوبلاگمم 15 تا عکس از سوژه های 22 بهمن گذاشتم سر بزنید و حتما نظر بدین www.HAMEDpix.ir
[ دوشنبه 24 بهمن1390 ] [ 1:22 قبل از ظهر ] [ داداش حامد ]
سلام به همه دوستان عزیز و گل ببخشید که دیر آپ کردم و برای اولین بار 1 ماه تاخیر داشت دلایل زیاد بود که وقت نمیشد بیام و آپ کنم دیگه وضع جامعه رو میبینید دیگه بیخیال حالا فقط اومدم مطلب کوتاهی رو بگم و بعد برسیم به آپ این هفته این
هفته تولد فتوبلاگمه و چند هفته بود تصمیم گرفته بودم بهش 1 دامنه کادو
بدم که بعد از چند روز تلاش ثبت کردمو تموم شد و تقدیم میکنم به
فتوبلاگ عزیزم که خیلی هم دوستش دارم www.HAMEDpix.ir
تولدت مبارک فتوبلاگ عزیزم بهش سر بزنید و تولدشم تبریک بگید به خودش ( اینجا نگیدااااااااااااااااااااااااا ) ___________
و اما آپ : *به سلامتی کسی که وقتی بردم گفت : اون رفیــــــــــــــــــــــــق منه ....... وقتی باختم گفت : من رفیـــــــــــــــــــــــــــقتم ...... *به سلامتی کلاغ که آزادی رو به زیبایی ترجیح داد!!!!! *به سلامتي درياچه اورميه... نه بخاطر اينكه مظلومه فقط به خاطر اينكه هيچ وقتي اجازه نداد كسي توش غرق بشه... *به سلامتی لرزش دست های پیر پدر *به سلامتی نیمکت آخر کلاس که زمانی عالمی داشتیم.......... *به سلامتی اون قدیما وقتی بچه بودیم غم بود، ولی کم بود..... *به سلامتی اونایی که اعتقادات مذهبیشونو فقط تو دل خودشون نگه میدارن و به بقیه تحمیل نمیکنن.........به سلامتی اونایی که اهل ریا کاری مذهبی نیستن *به سلامتی عادل فردوسی پور که در برنامه 90 این هفته گفت : به دوستان نیروی انتظامی باید یادآوری کرد که میزان باید رای مردم باشد نه زور و قدرت! *به سلامتی اونایی که... درد و دل همه رو گوش میدن...... اما معلوم نیست خودشون کجا درد و دل میکنن... *به سلامتی اونایی که به ظاهر آرومن ولی توی دلشون سونامی هست *سه سال از اون وداع تلخ میگذره ولی هنوز طنین گرم صدات تو گوشمه که میگفتی: قهر کردی؟ حرف که میزنی؟! و بعد صدات رو میبردی بالا: "اصلا چه معنی داره تو این خونه کسی با کسی حرف نزنه" به سلامتی خسرو شکیبایی... *به سلامتی اون بچهای که شیمی درمانی کرده همهٔ موهاش ریخته، به باباش میگه بابا من الان شدم مثل رونالدو یا روبرتو کارلوس. باباش میگه قربونت برم از همهٔ اونا تو خوش تیپ تری .... *به سلامتیه همه اونایی که خطشون اعتباریه ولی معرفتشون دایمیه! *کمپوت باز کردیم بخوریم ، به مامانم میگم : مامان فکرکنم مزش عوض شده ...میگه : آره میگم : بریزمش دور ؟ میگه : نه بزار تو یخچال بابات میاد میخوره !!!!سلامتی همه باباها.... *به سلامتی اونايی که بی کسن ولی ناکس نیستن.. *سلامتی اونایی که خدا رو با غول چراغ جادو اشتباه گرفتن وقتی آرزویی دارن یادش میوفتن *به سلامتی اونایی که به پدر و مادرشون احترام میذارن و میدونن تو خونه ای که بزرگترها کوچک شوند؛ کوچکترها هرگز بزرگ نمیشوند . . *سلامتی پدرایی که:شب خوابشون نمی بره و از غصه ی قسطای عقب افتاده تا صبح راه میرن. كه غرورشون اجازه نمی ده وقتی توی خیابون می مونن از کسی پول قرض بگیرن ولی وقتی زنشون یه کم اخم می کنه با اون همه ریش و سیبیل کرخت،نازشون رو می کشن و هی برای یه لبخندشون ادا درمیارن و لوس بازی می کنن.که:وقتی برا خانواده شون اتفاقی میفته،ادای محکم بودن در میارن و به همه روحیه میدن ولی خودشون وقتی تنها میشن،آروم آروم اشک میریزن. وقتي که بچشون گیر میده یه چیز بخر و پول ندارن میگن فردا برات میخرم و آروم تو خودشون خرد می شن. *به سلامتی همه باباهایی که رمز تموم کارتهای بانکیشون شماره شناسنامشونه... *به سلامتی مادر که بخاطر ما شکمش را بزرگ کرد. بخاطر او که خط چشمش را با عینک عوض کرد بخاطر او که میهمانی های شبانه را با شب بیدار ماندن در کنار ما عوض کرد پول کیفش را با پوشک بچه عوض کرد. بخاطر آن مادری که همه چیز را با عشق عوض کرد.....! *به سلامتی کسی که دید تو تاکسی بغلیش پول نداره به راننده گفت :پول خورد ندارم واسه همه رو حساب کن....! *به سلامتی غضنفر که تو وصیت نامه اش نوشت: سعی کنید به کسی افتخار همسری خود را بدهید که مهربان، دلسوز، وفادار، پولدار، با شهامت، شجاع، پولدار، نکته دان، ظریف، احساساتی، پولدار، عاقل، انعطاف پذیر، معتقد و پولدار باشد. این را بدانید که همه چیز مادیات نیست!!!!! *به سلامتی طراح سوال المپیاد کامپیوتر: نام 5 سایت که فیلتر نیستند را ذکر کنید؟! *به کودک خیابانی که چسب زخم میفروخت گفتم تمام چسب زخم هایت را هم که بخرم باز نه زخم های من خوب می شود نه زخم های تو ...! به سلامتي همه ي دوستاي خوبم که نظررررررررر یادشون نمیره ( ما که اهل اوناش نیستیم ، پس نوشابه میزنم بالا به سلامتیتوون ) :دی
[ دوشنبه 10 بهمن1390 ] [ 3:1 بعد از ظهر ] [ داداش حامد ]
دیدن همیشه خوب است خواه دیدن آن زیبا یی ها باشد خواه دیدن این زیبایی ها _____________________ شاید کلاسی که ما در آن درس می خوانیم از این هم ویران تر باشد ![]() شاید پای پوشی که با آن می خواهیم در صراط مستقیم قدم بر داریم از این هم کهنه تر باشد ![]() شاید آب گوارایی که می نوشیم از این هم کثیف تر باشد ![]() شاید باری که بر دوشمان است از این هم سنگین تر باشد ![]() شاید صفای کودکیمان را اینجا ، جا گذاشته ایم ![]() شاید خانه آخرتمان از این بدتر است ![]() شاید مردم نتوانند از پشت شیشه های غبار گرفته ی ماشین هایشان ، زیبایی و طراوت نوجوانیمان را ببینند ![]() شاید آنچه در دنیا می جستیم از این هم بی ارزش تر بود ![]() و شاید کودکی و پیریمان را اندوهی چنین فرا گرفته باشد ![]() چشمها را باید شست
دل خوش از آنيم که حج ميرويم غافل از آنيم که کج ميرويم کعبه به ديدار خدا ميرويم او که همينجاست کجا ميرويم حج بخدا جز به دل پاک نيست شستن غم از دل غمناک نيست دين که به تسبيح و سر و ريش نيست هرکه علي گفت که درويش نيست صبح به صبح در پي مکر و فريب شب همه شب گريه و امن يجيب
طبق آمار بانک جهاني در سال 2008 درآمد کشور عربستان از توريسم يا به زبان ساده از : دکان زيارت مسلمين خانه کعبه معادل مبلغ 29.865.000.000 دلار يا قريب سي ميليارد دلار بوده است. زائرين
ايراني که بصورت تمتع ويا عمره در همان سال به مکه رفته اند 1.937.000
نفر بوده اند که مجموعا مبلغ 4.879.000.000 دلار يا بعبارتي قريب به مبلغ پنج ميليارد دلار درآمد تقديم اقتصاد پادشاهان عربستان کرده اند و در ميان تمام کشورهاي اسلامي مقام اول را به خود اختصاص داده اند. نظر باينکه هواپيمائي جمهوري اسلامي قدرت جابجائي اين همه زائر را نداشته است شرکت هواپيمائي عربستان قريب به 54 درصد از زائران ايراني را به خود اختصاص داده است.... طبق گزارش مقامات ديپلماتيک ايران در سال 2008 ماموران کشور عربستان بدترين و توهين آميز ترين رفتار را با زوار ايراني داشته اند و ايران از لحاظ توهين ماموران عربستان مقام اول را به خود اختصاص داده است. علماي عربستان در همان سال فتوي صادر کرده اند که ايرانيان شيعه کافر هستند. طبق يک گزارش ديپلماتيک ديگر زائران ايراني ناخواسته ترين و منفورترين خارجي ها در عربستان محسوب مي شده اند. با يک حساب سرانگشتي بوسيله پولي که ايرانيان سالانه به عربستان (دشمن شيعه ايراني) تقديم مي کنند مي توان تعداد 170.000 مسکن روستائي احداث کرد... يا ميتوان 714.286 فرصت شغلي کشاورزي يا 200.000 فرصت شغلي صنعتي براي جوانان ايجاد کرد يا ميتوان10.000.000.000 متر مربع ساختمان مدرسه و ورزشي در کشور ايجاد کرد ويا ميتوان با پول حجاج دوسال يک پالايشگاه سوپر مدرن با ظرفيت 75000 بشکه احداث کرد
ويا با پول پنج سال حجاج ميتوان ايران را به صادر کننده بنزين مبدل ساخت و ديگر براي واردات بنزين محتاج اعراب نبود....
اما افسوس که با پول حجاج ايراني قمارخانه هاي فرانسه توسط شاهزادگان
عربستان که انحصار بيزنس حج را در اختيار دارند آباد ميشود ....... و تا رسيدن
ايرانيان مسلمان به مرحله فکرکردن در بهينه هزينه کردن پول براي نزديکي به
خدا راه بسيار درازي در پيش است.
لطفا اگر معمولا هیچ مطلبی را اطلاع رسانی نمیکنید برای دلهای کوچک این کودکان این مطالب را انتشار دهید برای تمام مردم ایران ...
[ پنجشنبه 8 دی1390 ] [ 1:30 قبل از ظهر ] [ داداش حامد ]
سلام به همه دوستای گلم و بینندگان محترم وبلاگ حالتون که خوبه ؟دوستان با اجازتون آپ این هفته رو اختصاص دادم به لینک عکسام تو یکی از مسابقاتی که شرکت کردم ( مسابقه عکس عاشورائی )الان این لینکائی که براتون میذارم یه مسابقست که تعداد بازدید و امتیازی که بازدید کننده ها میدن هم توش مهمهپس ازتون میخوام همرو باز کنید و اگه لایق دونستین عکسا و کارامو امتیازم بدین بهشونممنون میشم شدیددددددددددددد :دیاینم لینکها :http://www.ashurapic.ir/photowork/uphotowork.aspx?id=185736c7-c4a1-461a-b983-d9aa5a74e3d0 http://www.ashurapic.ir/photowork/uphotowork.aspx?id=b18d9406-fa3a-4e46-8d11-e9f2b6dd763c http://www.ashurapic.ir/photowork/uphotowork.aspx?id=d7f1abba-3c06-4b0c-bd86-5a47028385d6 http://www.ashurapic.ir/photowork/uphotowork.aspx?id=0308d99c-af9e-4dd6-b0f2-c8b3cd914f3e http://www.ashurapic.ir/photowork/uphotowork.aspx?id=43d4e31f-aac1-43f8-a659-fb5e5e15d3b0 http://www.ashurapic.ir/photowork/uphotowork.aspx?id=1427e04e-d60d-4c1e-a43b-6e8dd8b9d06c http://www.ashurapic.ir/photowork/uphotowork.aspx?id=0e2e9961-c7b5-4e00-a241-c9b09cce80a6 http://www.ashurapic.ir/photowork/uphotowork.aspx?id=4389214e-5313-4962-8784-cdcbd9adadb3 http://www.ashurapic.ir/photowork/uphotowork.aspx?id=d47e8ef5-961b-4996-ac39-3f880fd975fa http://www.ashurapic.ir/photowork/uphotowork.aspx?id=bf38de7c-2c01-4a9e-903a-307dcafd84eb پیشاپیش از لطفتون بی نهاااااااااااااااایت تشکر میکنمبعدشم فتوبلاگمم آپ کردمو اینارو گذاشتمسر بزنید و میدونید دیگه مثل همیشه نظر یادتون نرهفعلا با اجازه همگیتا سلامی دیگر بدرود
[ یکشنبه 20 آذر1390 ] [ 2:22 قبل از ظهر ] [ داداش حامد ]
[ دوشنبه 7 آذر1390 ] [ 6:46 بعد از ظهر ] [ داداش حامد ]
دوستی می گفت: ماه مبارک رمضان یکی از هیات های عزاداری معروف (در شرق تهران)، مجلس افطاری برای چهره های شاخص از مداحان اهل بیت علیهم السلام، برگزار می کند که برای خودش محفل ارزشمندی است.
وی، اوضاع پارکینگ را در جوار خیمه حضرت سیدالشهداء علیه السلام به چیزی شبیه پارکینگ محل تمرین فوتبالیست های معروف ..! تشبیه می کرد و البته ناگفته نماند که دوست ما، از برخی پیشکسوتان معروف از مداحان تهران نیز نام می برد که با ماشین های معمولی و حتی با موتورسیکلت در این جلسه حاضر می شوند. به یاد مداحان اهل بیت علیهم السلام که بسیاری از جوان های قدیمی تجربه زیبای مجالس شان را هنوزهم از یاد نبرده اند، با کلاه های فینه و شال سبز بر کمر سوار بر موتور « وسپا » با هیبتی که از دور نیز گویای کسوت مقدس شان بود… از این رو که چشم محرم و نامحرم به جسارت این قلم باز خواهد شد و آموخته ام که خوب و بد و زشت از ساحت مقدس این آستان رابه یمن انتصاب به « حضرت ارباب » محترم بشمارم، جسارت قلم را، اعتذار می جویم به انحرافی که از فضای ایجاد شده، حس می شود از حضور موثر « پول » – بخوانید پاکت – در مجالس اباعبدالله علیهم السلام و مرام اشرافی گری در برخی محافل و چهره های شاخص – تقبل الله منهم – که هیچ نشانی غیر از انحراف در نمایاندن مسیر سفینه النجات در آن نمی توان مشاهده کرد. نمی دانم حاج آقای سراج و ناظم و سید علی آقا میرهادی رضوان الله تعالی علیهم و اصلا از این ها بگذریم پاکت مجلس شهید غلامعلی رجبی ( جندقی ) در سنگرهای خاکی جبهه ها، چقدر بوده، فقط این را می دانم که حاج غلامعلی برای ده شب مراسم عزاداری اش هیچگاه، قرارداد 99 میلیون تومانی نبسته است، چه رسد به اینکه حضورش در یک مجلس عزاداری با 10 شرط مختلف از انواع و اقسام همراه بوده باشد. آنچه امروز در برخی مجالس اهل بیت علیهم السلام در حال روی دادن است، عین نقض غرض در مسیر اهل بیت علیهم السلام است به طور مثال، آن چنان که مساجد زینت شده به زر و زیور که به تعبیر روایات به دست حضرت حجت (عج) تخریب خواهند شد، نقض غرض خواهند بود، با محل عبادت و توجه به حضرت الله و در مجالسی نیز که برق میکروفون و کت و شلوار و دکمه سرآستین مداح چشم ها را خیره می کند و نجوای اهل جلسه این است که حاج فلانی برای این دهه … میلیون تومان گرفته و آمده، تا روی فلان مجلس از شهرستان کاشان کم شده باشد، مجلس روضه به مجلس سوپر استار تبدیل می شود و واکنش های مستمعان در پاسخ به آهنگ های تند و اروپایی مرثیه خوان، اگر چه پر از هیجان و شور و شعف باشد و حتی اگر همراه با اشک و ضجه و . . . اما همه در جهت سایه حرکات مداح است تا روضه اباعبدالله و مسیر کربلا.اینجا روضه خوان، دل ها را روانه « لاس وگاس » می کند در کنسرت آوازی سلندیون . . . این ها همه حکایت درد است و حکایت از یک انحراف بزرگ دارد، چیزی بسیار
بزرگتر از« جریان انحرافی » مشهور که جریان اصولگرایی را دچار خودش کرده و
در این مجال با خاموش کردن آتش قلم، بجای ذکر مصیبتِ برخی مصیبت خوان ها،
به بیان چند واژه کفایت میکند که یکفیهم الاشاره:
« قرار داد قبل از مجلس – اتاق مداح – ماء الشعیر جوجو و آب هویج، ردبول – قلیان خوانسار – آهنگ پاپ – چاپ عکس مداح روی تیشرت سینه زن ها – مدير هماهنگی مجالس – میکروفون 5 میلیون تومانی – دست بوسی و مرید پروری- اسپانسر هیات و . . . » اللهم انا نعوذ بک … بعد از مداحان از به اصطلاح وعاظ هم مي گذرم چرا كه تاب و توان بيشتري ندارم.فقط يك نمونه من باب مثال عرض مي كنم كه همين اخيرا برخورد كردم. فردي كه واعظي مشهور و با مسئوليت سنگين اجرايي هست براي سخنراني به هيئتي دعوت شد.مدير برنامه هاي ايشان گفتند كه چون مي خواهيم تعداد بيشتري از محبان اهل بيت فيض ببرند حتما با صداوسيما هم هماهنگ كنيد كه براي ضبط و پخش بيايند.بعد از همه هماهنگي ها با رسانه ملي و چك شدن حسينيه توسط تيم حفاظتي و ……پاكت حاج آقا فراموش نشود! حال مي فهمم چرا قديمي ها براي ارباب بي كفن ما صفت مظلوم را بكار برده اند…. تنهايي براي ارباب بي كفن مظلوم گريه كردن هم عجب صفايي دارد.
[ دوشنبه 7 آذر1390 ] [ 4:59 بعد از ظهر ] [ داداش حامد ]
اومد پيشم حالش
خيلي عجيب بود فهميدم با بقيه فرق ميکنه
گفت :حاج آقا
يه سوال دارم که خيلي جوابش برام مهمه
گفتم :چشم اگه
جوابشو بدونم خوشحال ميشم بتونم کمکتون کنم
گفت: من رفتني
ام گفتم: يعني چي؟ گفت: دارم ميميرم
گفتم: دکتر
ديگه اي رفتی، خارج از کشور؟
گفت: نه همه
اتفاق نظر دارن، گفتن خارج هم کاري نميشه کرد.
گفتم: خدا
کريمه، انشاله که بهت سلامتي ميده
با تعجب نگاه
کرد و گفت: اگه من بميرم یعنی خدا کريم نيست؟
فهميدم آدم
فهميده ايه و نميشه گل ماليد سرش
گفتم: راست
ميگي، حالا سوالت چيه؟
گفت: من از
وقتي فهميدم دارم ميميرم خيلي ناراحت شدم از خونه بيرون نميومدم
کارم شده بود
تو اتاق موندن و غصه خوردن
تا اينکه يه
روز به خودم گفتم تا کي منتظر مرگ باشم
خلاصه يه روز
صبح از خونه زدم بيرون مثل همه شروع به کار کردم
اما با مردم
فرق داشتم، چون من قرار بود برم و انگار اين حال منو کسي نداشت
خيلي مهربون
شدم، ديگه رفتاراي غلط مردم خيلي اذيتم نميکرد
با خودم
ميگفتم بذار دلشون خوش باشه که سر من کلاه گذاشتن
آخه من رفتني
ام و اونا انگار موندنی
سرتونو درد
نيارم من کار ميکردم اما حرص نداشتم
بين مردم بودم
اما بهشون ظلم نميکردم و دوستشون داشتم
ماشين عروس که
ميديم از ته دل شاد ميشدم و دعا ميکردم
گدا که ميديدم
از ته دل غصه ميخوردم و بدون اينکه حساب کتاب کنم کمک ميکردم
مثل پير مردا
برای همه جوونا آرزوي خوشبختي ميکردم
الغرض اينکه
اين ماجرا منو آدم خوبي کرد و مهربون شدم
حالا سوالم
اينه که من به خاطر مرگ خوب شدم و آيا خدا اين خوب شدن منو
قبول ميکنه؟
گفتم: بله،
اونجور که میدونم و به نظرم ميرسه آدما تا دم رفتن خوب شدنشون
واسه خدا عزيزه
آرام آرام خدا
حافظي کرد و تشکر، وقتی داشت ميرفت گفتم: راستي نگفتي چقدر وقت
داري؟
گفت: معلوم
نيست بين يک روز تا چند هزار روز!!! يه چرتکه انداختم
ديدم منم تقريبا همين قدرا وقت دارم. با تعجب گفتم: مگه بيماريت
چيه؟ گفت: بيمار نيستم! گفتم: پس چي؟
گفت: فهميدم
مردنيم، رفتم دکتر گفتم: ميتونيد کاري کنيد که نميرم گفتن:نه
گفتم: خارج چي؟ و باز گفتند : نه! خلاصه حاجي
مارفتني هستيم
وقتش فرقي داره مگه؟ باز خنديد و رفت و دل منو با خودش برد
برای آنان که یادشون رفته من رفتنی ام ... حرص می زنند و دیگران را می آزارند ... دوستان من هم رفتنی ام مرا
ببخشید از صمیم قلب... ____________________________ خبر آپ: با 19 تا کار دیگه از عکسام آپم حتماسر بزنید و نظر یادتون نره هااااااااا سر بزنی و نظر ندی نفرین میکنمااااااااا لینک فتوبلاگم برا اونایی که بی وفان و فراموش کردن: http://hamedpix.mihanblog.com
[ شنبه 28 آبان1390 ] [ 8:32 بعد از ظهر ] [ داداش حامد ]
روزی شيخ به انیشتین فرمود: یا انیشتین. انیشتین رویش را برگرداند و گفت بله. شيخ فرمود اول صدایم را شنیدی یا مرا دیدی؟ انیشتین گفت اول صدایتان را شنیدم. شيخ فرمود پس چرا میگویی سرعت نور از صوت بیشتر است. انیشتین از تئوری خود پشیمان شد و فورا برای اسلام apply کرد !!! ==================== روزی مردی سراغ شيخ آمد و گفت: یا شيخ، من با زنی همکار هستم و در موقع کار دست و بدنمان به هم میخورد. تکلیف چیست؟ شيخ فرمود بیارش اینجا ببینیم ارزش فتوا داره یا نه… !!! (کتاب شیخ و ملاحظات قبل از فتوا جلد 15 صفحه 42) ==================== یکی از اصحاب از شيخ پرسید: در روایات آمده که در بهشت برای مومنان شرابهایی وجود دارد كه مست كننده نيست، پس برای چه آن را مینوشند؟شيخ پاسخ داد: بخاطر آنتی اكسيدانش !!! (الاسرار فی الخوراکی) ==================== روزی شیخ با خدا راز و نیاز کردی که ای خدا!به خاطر سیب که تبعیدمون کردی به زمین، به خاطر آب انگور هم که میفرستیمون جهنم! فکر کنم کلا با میوه مشکل داریا..! ==================== هیچ چیز مانند سبیل نمیتواند شما دختران را از گزند نامحرمان در امان بدارد، حتی حجاب !!!(برگرفته از سخنرانی شيخ (ره) در جمع دختران بسیجی سامرا) ==================== ﺭﻭﺯﯼﺩﻭ ﺯﻥ ﻧﺰﺩ شيخ ﺁﻣﺪﻧﺪ ﻭ ﻫﺮ ﺩﻭ ﺍﺩﻋﺎ ﮐﺮﺩﻧﺪ ﮐﻪ ﻣﺎﺩﺭﯾﮏ ﺑﭽﻪ ﻫﺴﺘﻨﺪ. شيخ ﻓﺮﻣﻮﺩﻧﺪ: ﺑﭽﻪ ﺭﺍﻭﺳﻂ ﺑﮕﺬﺍﺭﯾﺪ ﻭ ﻫﺮ ﺯﻥ ﺍﺯ ﯾﮏ ﻃﺮﻑ ﺩﺳﺖ ﮐﻮﺩﮎ ﺭﺍ ﺑﮑﺸﺪ. ﺁﻥ ﺩﻭ ﺯﻥ ﺁﻧﻘﺪﺭ ﮐﻮﺩﮎ ﺭﺍ ﮐﺸﯿﺪﻧﺪ ﮐﻪﺍﺯ ﻭﺳﻂ ﻧﺼﻒﺷﺪ .شيخ ﮐﻤﯽ ﺟﺎﺧﻮﺭﺩﻧﺪ ﻭ ﻓﺮﻣﻮﺩﻧﺪ: ﻗﺎﻋﺪﺗﺎ ﻧﺒﺎﯾﺪ ﺍﯾﻨﺠﻮﺭﯼ ﻣﯽﺷﺪ ==================== روزی دشمني به خدمت شيخ رسید و پرسید : اگه خدا مردها را نمی آفرید چی می آفرید؟شيخ فرمود : چیز خاصی نمی آفرید !!! ، اما دشمن از این سخن در شگفت ماند بیشعور اسلام نیاورد (تذکره الاولیا-جلد 1-صفحه11) ==================== روزی شخصی نزد شيخ (ره) رسید. شيخ فرمودند شما تازه رسیدی. خستهای، فعلن نمیخواد سوال بپرسی !! ==================== آیا می دانستید هر شيخ در طول زندگی خود حدود 70 مگابایت جمله تولید می کند؟از سری فکتهای آموزندهی شيوخ ==================== شيخ (ره): برترین شما نزد ما بهترین شماست و بهترین شما همانا برترین شماستدر روایات آمده که شيخ پس از گفتن این حدیث ریبوت شدند ==================== شیخ در بستر مریضی و رو به مرگ بود. یاران را فراخواند تا فلان کتاب را برای او آورند. مریدان گفتند: شیخا، شما که در زمرهی مرگ هستید، کتاب به چه کار آید؟شیخ پاسخ داد: فلان چیز در کتاب است که نمی دانم، بدانم و بمیرم بهتر است یا ندانم و بمیرم؟ یکی از یاران جواب داد: مگر خدا به شما علم لایتنهایی نداده است؟ چند لحظه سکوت برقرار شد. همه منتظر پاسخ بودند. شیخ گفت: تنبل ........ نمیخوای از جات بلند شی، زر اضافی نزن. یاران میخواستند نعره بزنند، ولی شیخ تهدید کرد اگه کسی جیکش در بیاد با پشت دست محکم میزنه تو دهنش ==================== آوردهاند که شيخ به پیج عباسیون در فیس بوک میرفت و همهی نوشتههای اونها رو لایک میزد و به همه سفارش میکرد که لایک بزنن. همه از این جوانمردی شيخ کف کردن. شيخ سرش رو خاروند و گفت: مگه این علامتا بد نیستند؟؟
[ پنجشنبه 19 آبان1390 ] [ 9:15 بعد از ظهر ] [ داداش حامد ]
درود بر دوستان عزيز بخصوص مذهبي ها دوستان من مطلبي براتون در ادامه مطلب ميذارم براي دوستان مذهبي جهت آشنايي با قرآن درماني !!!!!!!!!!!!!! براي خيلي از بيماري ها دوستان مذهبي نيازي به کار خاصي نداريد فقط کافي است سوره مورد نظر در رابطه با مشکل جسميتان را بخوانيد با اينکار تمام مشکل صد در صد رفع شده و همچنين به ثواب اخروي نيز مي رسيد البته که با اينکار نون خيلي ها آجر مي شود از جمله : پزشکان داروسازان استادان دانشگاه روانشناسان و مهمتر از همه دلالان و وارد کنندگان دارو در شمش العماره و غيره ... و نيز رانندگان بدبخت بي نوا آمبولانس ها و خيلي هاي ديگر که از اين راه ارتزاق مي کنند دکانشان تخته مي شود حتمااااااااااااااااااا نظرررررررررررر بدينااااااااااااااااااا اصلنشم مسخره نيستااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا از سايتهاي مذهبي گرفتمش ( يعني منبع اونا بودن )
ادامه مطلب [ دوشنبه 9 آبان1390 ] [ 0:49 قبل از ظهر ] [ داداش حامد ]
سلااااااااام سلاااااااااام به همه آجیای گلم و همراهان هميشگي خوبيد ؟ چه خبرا ؟ چه ميکنيد اين روزا ؟ آره درررررست حدس زدين تولد وبلاگمون بود 15 مهر که گذشت 15 مهر پارسال بود که اين وبلاگو درست کردم تا دور هم باشيم ببخشيد دير آپ کردم اين هفته فرصت نداشتمو بیشتر شرکت بودمو آخر وقتم که میام خونه خسته و کوفته لالا :دی جشنش با خودتون ....... اين شعر رو تقديم به همه همراهان و دوستاي هميشگيه وبلاگ ميکنم : در دل اميد دارم و در سر هواي دوست من طوطياي چشم کنم خاک پاي دوست از من به دور گشتم و از خويشتن تهي جز آرزوي نيک ندارم براي دوست گويند انتظار بسي سخت و مشکل است من در به در شدم که بيابم سراي دوست هر محفلي برفتم و هر مجلسي شدم تا بشنوم ز ناي کسي من نواي دوست با ياد دوست هر سحرم شام مي شود اي کاش بشنوي کلام مرا اي خداي دوست از شعله فراق شدم پاک و سوختم يک ذره مانده از من و آن هم فداي دوست جز نام دوست نيست روان بر زبان کنون چون يک وبسايت هست بر اين دل هواي دوست دوستاي گلم دوستون دارم مراقب خودتون باشيد و نظرم یادتون نره ( بترکوووووونیدا ) موفق و پیروز باشید همیشه تا سلامی دیگر بدرود
[ شنبه 23 مهر1390 ] [ 6:20 بعد از ظهر ] [ داداش حامد ]
همهٔ آدامها با هم برابرند،
اما پولدارها محترم ترند . همهٔ ادامها برابرند اما دخترها پر طرفدارترند . همهٔ ادامها برابرند اما بچه ها واجب ترند . همهٔ ادامها برابرند اما خانمها مقدم ترند . همهٔ ادامها برابرند اما سیاهها بدبخت ترند و سفیدها برترند .... همهٔ آدمها برابرند اما..... _____________________________________ من دختر ایرانی ام!!! چون خود را آراستم مرا فاح شه نامیدند. آرامشم را بوق های ممتد در خیابان شکست. مرا حرامزاده نامیدند و پارچه ای روی سرم کشیدند تا "تو" تحریک نشوی! وقتی گفتم پاکم مرا دروغ گو خواندند.خواستم دست از زندگی بکشم گفتند از ترس آبرو بود. خندیدم و به من گفتند اغواگر! حرف زدم گفتند خفه شو! همجنس هایم بیمار میشوند و آزرده تا تو به کام برسی! گفتند شکر کن به آزادی ات!!! خدایا شکرت من یک دختر ایرانی آزادم!!؟؟ _____________________________________ آیا زن فریب خورده فاح شه است ؟ زن فریب می خورد چون احساس ظریفی دارد.زن فریب میخورد چون صادقانه به اطرافش می نگردزن فریب میخورد چون رندی و فریب کاری را عشق می پندارد. آیا زنی که چنین احساس رقیقی دارد می تواند بد باشد . چرا در میان مردان دروغ ، بدجنسی ، خوی حیوانی ، ت ج اوز ، فریبکاری نوعی زرنگی محسوب می شود.؟ چه کسانی از یک زن فاح شه میسازند ؟ ____________________ چارلی چاپلین می گوید آموخته ام که … با پول می شود . . . خانه خرید ولی آشیانه نه، رختخواب خرید ولی خواب نه، ساعت خرید ولی زمان نه، مقام خرید ولی احترام نه، کتاب خرید ولی دانش نه، دارو خرید ولی سلامتی نه، خانه خرید ولی زندگی نه و بالاخره ، می توان قلب خرید، ولی عشق را نه آموخته ام که... تنها کسی که مرا در زندگی شاد می کند کسی است که به من می گوید: تو مرا شاد کردیآموخته ام ... که مهربان بودن، بسیار مهم تر از درست بودن استآموخته ام ... که هرگز نباید به هدیه ای از طرف کودکی، نه گفت موخته ام ... که همیشه برای کسی که به هیچ عنوان قادر به کمک کردنش نیستم دعا کنم آموخته ام ... که مهم نیست که زندگی تا چه حد از شما جدی بودن را انتظار داردآموخته ام ... که گاهی تمام چیزهایی که یک نفر می خواهدآموخته ام ... که راه رفتن کنار پدرم در یک شب تابستانی در کودکی، شگفت انگیزترین چیز در بزرگسالی استآموخته ام ... که زندگی مثل یک دستمال لوله ای است،هر چه به انتهایش نزدیکتر می شویم سریعتر حرکت می کندآموخته ام ... که پول شخصیت نمی خردآموخته ام ... که تنها اتفاقات کوچک روزانه است که زندگی را تماشایی می کندآموخته ام ... که خداوند همه چیز را در یک روز نیافرید. پس چه چیز باعث شد که من بیندیشم می توانم همه چیز را در یک روز به دست بیاورمآموخته ام ... که چشم پوشی از حقایق، آنها را تغییر نمی دهدآموخته ام ... که این عشق است که زخمها را شفا می دهد نه زمان آموخته ام ... که وقتی با کسی روبرو می شویم انتظار لبخندی جدی از سوی ما را داردآموخته ام ... که هیچ کس در نظر ما کامل نیست تا زمانی که عاشق بشویمآموخته ام ... که زندگی دشوار است، اما من از او سخت ترمآموخته ام ... که فرصتها هیچ گاه از بین نمی روند،بلکه شخص دیگری فرصت از دست داده ما را تصاحب خواهد کرد [ دوشنبه 11 مهر1390 ] [ 11:38 بعد از ظهر ] [ داداش حامد ]
حیوانات جنگل یکی از روزها دور هم جمع شدند تا مدرسهای درست کنند خرگوش، پرنده، سنجاب و مارماهی شورای آموزشی مدرسه را تشکیل دادند خرگوش اصرار داشت که دویدن جزء برنامه درسی باشد. پرنده معتقد بود که باید پرواز نیز گنجانده شود ماهی هم به آموزش شنا معتقد بود و سنجاب اصرار داشت که بالا رفتن از درخت نیز باید در زمره آموزشهای مدرسه قرار بگیرد شورای مدرسه با رعایت همه پیشنهادات دفترچه راهنمای تحصیلی مدرسه را تهیه نمود و بعد قرار شد که همه حیوانات درسها را یاد بگیرند خرگوش در دویدن نمره بیست گرفت، اما بالا رفتن از درخت برایش دشوار بود مرتب از پشت به زمین میخورد دیری نگذشت که در اثر یکی از این سقوطها مغزش آسیب دید و قدرت دویدن را هم از دست داد حالا به جای نمره بیست، نمره ده میگرفتو در بالا رفتن از درخت هم نمره اش از حد صفر بالاتر نمیرفت پرنده در پرواز عالی بود اما نوبت به دویدن روی زمین که میرسیدنمره خوبی نمیگرفت مرتب صفر میگرفت. صعود عمودی از تنه و شاخه وبرگ درختها هم برایش سخت بود جالب اینجاست که تنها مارماهی کند ذهن و عقب افتاده بود که میتوانست درسهای مدرسه را تا حدودی انجام دهد و با نمره ضعیف بالا رود اما مسئولان مدرسه از این خوشحال بودند که همه دانش آموزان همه دروس را میخوانند. عدهای هستند که همیشه کوشیده اند یک الگوی مشخص بر مردم تحمیل کنند آنان ماشین میخواهند نه انسان آنها میخواهند انسانها را همانطور بسازند که شرکت (( فورد )) اتومبیل میسازد : روی خط تولید ولی انسانها روی خط تولید خلق نشده اند او هر فردی را منحصر به فرد میآفریند از باغی میگذری و به یک درخت بلند و عظیم برمی خوری مقایسه کن: درخت بسیارتنومند و بلند است، ناگهان تو خیلی کوچک هستی اگر مقایسه نکنی، از وجود آن درخت لذت میبری،ابداٌ مشکلی وجود ندارد. درخت تنومند است: خوب که چی؟ بگذار تنومند باشد، تو یک درخت نیستی و درختان دیگری هم هستند که چندان تنومند و بزرگ نیستند ولی هیچکدام از عقدهی حقارت رنج نمیبرند من هرگز با درختی برخورد نکرده ام که از عقدهی حقارت یااز عقدهی خودبزرگ بینی در رنج باشد حتی بلندترین درختان،هم از عقده خودبزرگ بینی رنج نمیبرد، زیرا مقایسه وجود ندارد انسان مقایسه را خلق میکند، زیرا برای عدهای نفس کشیدن فقط وقتی ممکن هست که پیوسته توسط مقایسه تغذیه شود. ولی آن وقت دو نتیجه وجود دارد: گاهی احساس برتر بودن میکنی و گاهی احساس کهتربودن و امکان احساس کهتری بیش از احساس برتری است، زیرا میلیونها انسان وجود دارند کسی از تو زیباتر است، کسی ازتو بلندقدتر است، کسی از تو قویتر است، کسی به نظر هوشمندتر از تو میرسد کسی بیشتر از تو دانش گردآوری کرده است، کسی موفقتر است، کسی مشهورتر است، کسی چنان است و دیگری چنین است. اگر به مقایسه ادامه بدهی، میلیونها انسان..... عقدهی حقارت بزرگی گردآوری میکنی. ولی اینها واقعاٌ وجود ندارد، اینها تصورات تو است زندگي شگفت انگيز است فقط اگربدانيد که چطور زندگي کنيد كوچك باش و عاشق ... كه عشق میداند آئین بزرگ كردنت را ... بگذارعشق خاصیت تو باشد نه رابطه خاص تو باکسی فرقى نميكند گودال آب كوچكى باشى يا درياى بيكران زلال و پاک كه باشى تصویر آسمان در توست چرا که مردم آنچه را که گفتهای فراموش خواهند کرد حتی آنچه را که انجام دادهای به فراموشی خواهند سپرد اما هرگز از یاد نخواهند برد که باعث شدهاید چه احساسی نسبت به خود داشته باشند دوست داشتن دلیل نمیخواهد ولی نمیدانم چراخیلیهاو حتی خیلیهای دیگرمیگویند این روزها دوست داشتن دلیل میخواهد و پشت یک سلام و لبخندی ساده دنبال یک سلام و لبخندی پیچیده و دنبال گودالی از تعفن میگردند دیشب که بغض کرده بودم باز هم به خودم قول دادم من سلام میگویم و لبخند میزنم و قسم میخورم و میدانم عشق همین است به همین سادگی برای همسایهای که نان مرا ربود، نان برای دوستی که قلب مرا شکست ، مهربانی برای آنکه روح مرا آزرد ، بخشایش و برای خویشتن خویش آگاهی و عشق آرزو دارم تقدیم به تمام دوستان خوبم
[ سه شنبه 29 شهریور1390 ] [ 9:21 بعد از ظهر ] [ داداش حامد ]
در قلبم یکی مرا صدا میزند ،
میشنوم،
یکی نام مرا فریاد میزند ، حس میکنم ،یکی مرا احساس میکند در قلبم یکی بی قرار نشسته ، به عشق همیشه با هم بودن با رویاهای قلبم عهد بسته در قلبم یکی مرا صدا میزند ، یکی درد دلهای مرا جواب میدهد، هر زمان شادم او شاد است و هر زمان که غمگینم، او نیز پر از غم است من تنها یکی را در قلبم دارم ، همانی که تنهایی ام را با عشق پر کرده ، همانی که رویاهایم را به حقیقت نزدیک کرده تو در قلبمی و مرا درک میکنی ، تو میفهمی و مرا آرام میکنی ، میدانی چقدر دوستت دارم و به خاطر همین است که سکوت میکنی همین سکوت است نشانه عشق تو ، چه زیباست در آن لحظه لبخند روی لبان تو خودت میدانی که میدهی به من نفس ، خودت میدانی چه هستی برایم ، چه کردی با دلم ، من چه کسی بودم و اینک با تو چه شده ام! هیچکس نمیتواند جز من و تو عشقمان را درک کند ، محال است قلبم بی تو این دنیا را ترک کند، زنده میمانم تا جایی که بتوانم در این دنیا در کنارت ، میرویم با هم از این دنیا ، بگذار خورشید سوزان هر چه میخواهد بر روی دریای عشقمان بتابد! چراغ راه عشقمان همیشه روشن است ،بگذار شب بیاید و جای روشنی ها را بگیرد در قلبم یکی مرا صدا میزند ، صدایش دیوانه میکند مرا ، احساسش عاشقتر میکند مرا احساسی همصدا با نفسهایم ، نفسهایی که همنواست با احساسات تو چه زیباست نوای نفسهای قلب تو یک هیچ تا ابد به نفع تو....
[ شنبه 19 شهریور1390 ] [ 11:29 بعد از ظهر ] [ داداش حامد ]
|
|||